معنی دخرص
7 بازدید
[ دِ رِ ] (ع ص) دانا. || ماهر درآینده در کار. (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء): هو دخرس فی الامور؛ ای داخل فیها. عالم بها. (منتهی الارب). || (اِ) واحد دخاریص. دخرصة. (المعرب ص ۱۴۳). رجوع به دخریص شود.
کلمات همقافیه با «دخرص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رص» برای سرودن شعر