معنی دخت عمران
7 بازدید
[ دُ تِ عِ ] (اِخ) مریم علیهاالسلام. مادر عیسی پیغمبر. دختر عمران : عیسی آنک پیش کعبه بسته چون احرامیان چادری کان دستریس دخت عمران آمده. خاقانی. ای زنده شده بتو تن مردم مانا که تو پور دخت عمرانی.ناصرخسرو. رجوع به دختر عمران شود.
کلمات همقافیه با «دخت عمران»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر