معنی دختندر
5 بازدید
[ دُ تَ دَ ] (اِ مرکب) دختر شوی از زن دیگر باشد. (جهانگیری) (برهان) (آنندراج). نادختری. دختر شوی از زنی دیگر. (یادداشت مؤلف). || دختر زن از شوی دیگر. (جهانگیری) (از اوبهی) (برهان) (آنندراج). دختر زن از شوهر دیگر: جز بمادندر نماند این جهان کینه جوی با پسندر کینه دارد همچو با دختندرا. رودکی. فاطمه را عایشه مایندر است پس تو مرا شیعت مایندری شیعت مایندری ای بدنشان شاید اگر دشمن دختندری.ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «دختندر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «در» برای سرودن شعر