معنی دختر نوش
8 بازدید
[ دُ تَ رِ ] (اِخ) بنت الهنی ء. دختر لقیطبن زرارة، که پدرش وی را بنام دختر کسری نامید و عرب از آن پس این نام را بتعریب دختنوس و دخدنوس بر دختران خود نهاده اند. (از المعرب جوالیقی).
کلمات همقافیه با «دختر نوش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر