معنی دختر صوفی
7 بازدید
[ دُ تَ رِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) ترند. صعوه : باز امشب گوییا با دختر صوفی نشست بر زبان عندلیبان گفتگوی غنچه است. میرزا داراب جویا (آنندراج). رجوع به صعوه شود.
کلمات همقافیه با «دختر صوفی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فی» برای سرودن شعر