معنی دختر روزگار
8 بازدید
[ دُ تَ رِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) کنایه از حوادث روزگار. (برهان). کنایه از حادثه و واقعه. (آنندراج). کنایه از حوادث است. (انجمن آرا). ریب المنون.
کلمات همقافیه با «دختر روزگار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گار» برای سرودن شعر