معنی دخترزاده
7 بازدید
[ دُ تَ دَ / دِ ] (ص مرکب) ولیده. (السامی). پسر دختر. دختر دختر. (یادداشت مؤلف). فرزند دختری خواه مادینه یا نرینه. نوادهٔ دختری خواه پسر باشد یا دختر.
کلمات همقافیه با «دخترزاده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر