معنی دخترباره
5 بازدید
[ دُ تَ رَ / رِ ] (ص مرکب) دختر دوست. دخترپرست. (ناظم الاطباء). دخترباز. که میل شدید بدختران و معاشرت با آنان داشته باشد.
کلمات همقافیه با «دخترباره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر