معنی دحیهٔ کلبی

معنی دحیهٔ کلبی

7 بازدید
[ دِ یَ یِ کَ ] (اِخ) دحیةبن خلیفة الکلبی متوفی به حدود سال ۴۵ هـ . ق. از مشاهیر صحابهٔ پیغمبر اسلام و به حسن صورت معروف بود. پیغمبر اکرم او را به رسالت نزد قیصر روم شرقی (هرقل) فرستاد (۶ تا ۷ هـ . ق.). دحیة تا زمان خلافت معاویه زنده بود. قلعهٔ دحیه در دارابجرد فارس را منسوب به او دانسته اند. (از دایرة المعارف فارسی). نام یکی از صحابه و او از اجمل ناس بود گویند جبرئیل علیه السلام بصورت وی بر پیغامبر اکرم درمی آید و بسیار نیکوروی بوده است. و بقولی خواهر وی زن رسول اکرم (ص) بوده است و آن زن پیش از رحلت رسول در گذشته است. (یادداشت مؤلف). صاحب آنندراج گوید به فتح دال (دَحیة) نیز نام وی را ضبط کرده اند. رجوع به قاموس الاعلام ترکی و الاعلام زرکلی و تاریخ گزیده چ اروپا ص ۱۴۷ و ۲۲۴ و امتاع الاسماع ص ۸۸ و ۲۴۲ و ۲۶۶ و ۳۰۷ و ۳۲۱ شود.

کلمات هم‌قافیه با «دحیهٔ کلبی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «بی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید