معنی دحق
6 بازدید
[ دَ ] (ع مص) راندن و دور گردانیدن چیزی را. (منتهی الارب). دور کردن. (تاج المصادر بیهقی). || انداختن زهدان آب منی را و قبول نکردن. و یقال ایضاً: قبح اللََّه اماً دحقت به ولدته. || کوتاه شدن دست کسی از چیزی. (منتهی الارب). || التفات نکردن مردم به کسی. || برآمدن زهدان ناقه بعد از زائیدن. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «دحق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حق» برای سرودن شعر