معنی دحداح
6 بازدید
[ دَ ] (ع ص) کوتاه بالا. (منتهی الارب). کوتاه بالا نیست چنان که منتهی الارب می نویسد بلکه به معنی رَبَعَه است، یعنی میانه بالا. بگفتهٔ واقدی: کان ابی بن کعب رجلا دحداحا لیس بالطویل ولا بالقصیر و رجوع به ربعه شود. (یادداشت مؤلف). کوته. خرد. مردم کوتاه پهن بسیارگوشت. ج، دَحادِح. (مهذب الاسماء). دُحادَح. دحیدحة. دحداحة. دحدح. دودح. دحدحة. (آنندراج).[ دَ ] (اِخ) رشیدبن غالب. رجوع به رشید... و رجوع به الاعلام زرکلی ج ۱ ص ۱۳۰ و معجم المطبوعات شود.[ دَ ] (اِخ) (الشیخ اسکندر) از بزرگان مشایخ دحداحیه است به لبنان سالی چند منشی و ترجمان محکمهٔ تجارت بیروت بود و هم در بیروت درگذشت و کتبی دارد. (معجم المطبوعات).[ دَ ] (اِخ) (الشیخ سلیم خطار) او راست: حیاةالدین و التمدن (۱۸۹۶ م) و نابلیون الاول و المقابلة بینه و بین اعظم مشاهیر الرجال (۱۸۹۸ م). (معجم المطبوعات).
کلمات همقافیه با «دحداح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اح» برای سرودن شعر