معنی دجن
6 بازدید
[ دَ ] (ع مص) الفت و انس گرفتن کبوتر و همچنین گوسپند. || فروپوشیدن ابر آسمان و زمین را. (منتهی الارب). گرفتن هوا. گرفتن آسمان. پوشیدن ابر آسمان را. پوشیدن مه آسمان را. ابر شدن پوشیدن میغ آسمان را. (زوزنی). تاریک شدن روز از ابر. (تاج المصادر بیهقی). تاریک شدن. (دهار).[ دُ جُ ن ن ] (ع) جِ دُجنة. || تاریکی. || ابر تاریک برهم نشستهٔ بی باران. || فروپوشیدگی ابر به تاریکی و تراکم. (منتهی الارب).[ دُ جُ ] (ع اِ) جِ دَجن. (منتهی الارب).[ دَ ] (ع اِ) باران کثیر. باران بسیار. ج، ادجان. دُجُن. دِجان. || تاریکی ابر برهم نشسته. (منتهی الارب). سایهٔ میغ. (مهذب الاسماء). || یوم دجن به ترکیب اضافی و توصیفی هر دو درست است. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «دجن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جن» برای سرودن شعر