معنی دجاجة

معنی واژه دجاجة

6 بازدید
[ دُ جَ ] (اِخ) (الـ ...) در جنوب صورت شلیاق. و ستارهٔ روشن آن ذنب الدجاجة است نام صورتی از صور فلکیه از ناحیهٔ شمالی و آن را بر صورت ماکیانی توهم کرده اند و آن هفده کوکبست و خارج صورت دو کوکب و از جملهٔ کواکب این صورت ذنب الدجاجة است و آن کوکبی است روشن از قدر دوم و او را نیز ردف خوانند. (از جهان دانش). هفده کوکب است و خارج صورت دو کوکب و از کواکب او ذنب الدجاجة است از قدر دوم و این ذنب الدجاجه را ردف نیز گویند. ماکیان فلک. اوزالعراقی. صلیب. نام صورت دوازدهم از صور شمالی فلکی قدماء. او را فوارس نیز گویند و از کواکب آن ردف است و آن در ذنب دجاجه است. (مفاتیح العلوم). صورتی از صورتهای واقع در مجره به سمت شرقی شلیاق و آن به صورت مرغی توهم شده و ستارهٔ ذنب الدجاجه و کواکب منقار و صدر و فوارس در این مجموعه است و آنرا اوزالعراقی و ماکیان فلک نیز خوانند. صورت فلکی شمالی نزدیک لورا (چنگ) که در مسیر کهکشان و موازی آن قرار دارد و بشکل قویی در حال پرواز بنظر می رسد. ماکیان. الطائر. یکی از جالبترین صور فلکی نیمکرهٔ شمالی که ستاره های آن صلیب بزرگ (صلیب شمالی) در کهکشان تشکیل می دهند مشتمل بر بیش از پنجاه ستاره است که با چشم غیرمسلح مرئی هستند. درخشان ترین آنها «آلفای دجاجه» موسوم است به ذنب الدجاجه. صورت دجاجه مشتمل بر چندین ستارهٔ مزدوج یا بتا است. از آن جمله است ستارهٔ «۶۱ دجاجه» که نخستین ستاره ای است که فاصله اش از زمین «۱۱ سال نوری» اندازه گیری شده است. (دائرة المعارف فارسی).
[ دَ جَ ] (ع اِ) یکی دجاج. یک ماکیان. مرغ. یک مرغ خانگی. یک ماکیان یا خروس و تاء در آخر این لفظ علامت تأنیث نیست بلکه برای وحدتست. (آنندراج). ماکیانه. (زمخشری). ماکیان و خروس. مذکر و مؤنث در وی یکسانست. دُجاجَة. دِجاجَة. (منتهی الارب). ج، دجاج. جج، دجاجات. صاحب المرصع کنیه های زیر را برای وی آرد: ام جعفر. ام احدی و عشرین. ام حفصه. ام عقبه. ام قوب. ام قورا. ام نافع. - دجاجة حبشیه؛ نوعی است از آن. - دجاجهٔ سندیه؛ نوعی است از آن. || گروههٔ ریسمان. (منتهی الارب). دستهٔ ریسمان. (دهار). چرخ کلابه. ریسمان درهم کشیده. (مهذب الاسماء). || عیال. (منتهی الارب). ج، دجائج. (ناظم الاطباء).
[ دُ جَ ] (ع اِ) رجوع به دَجاجَة شود.
[ دِ جَ ] (ع اِ) رجوع به دَجاجَة شود.
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید