معنی واژه دجاج
7 بازدید
[ دُ دِ دِ ] (ع اِ) ماکیان. مرغ خانگی. ج، دُجج. ماکیان و خروس را نیز گویند. (غیاث). رجوع به صبح الاعشی ج ۲ ص ۶۹ شود. - دجاج الارض ؛ ابیا. ماکیان کوهی نوک دراز. (از دزی ج ۱ ص ۴۲۴). - دجاج بری؛ غرغر. قرقاول. (ناظم الاطباء). - دجاج قرنبیط؛ قرقاول. (ناظم الاطباء). - دجاج هندی؛ بوقلمون. (ناظم الاطباء). - ذوالدجاج؛ لقب شاعری است. (از ناظم الاطباء).[ دُ ] (ع اِ) جِ دُجاجة. (دهار).