معنی واژه دثور
5 بازدید
[ دُ ] (ع مص) برگ آوردن درخت. || کهنه گردیدن رسم. || چرکین شدن جامه. || زنگ آلوده شدن شمشیر. (منتهی الارب). || ناپدید شدن نشان. (زوزنی) (منتهی الارب). || ناپدید شدن. (تاج المصادر بیهقی). || روز فراموش شدن: دثورالنفس؛ روزفراموشی آن. || از یاد رفتن چیزی: دثورالقلب؛ از یاد رفتن ذکر آن.[ دُ ] (ع اِ) جِ دثر. مالها. (مهذب الاسماء).