معنی دبیل

معنی دبیل

7 بازدید
[ دَ ] (ع اِ) درخت غضا که در زمین بسیار بود. || زمین پست. || برگ درخت ارطی پراکنده شده. ج، دَبل. (منتهی الارب).
[ دَ ] (ع اِ مص) سختی و بی فرزندی. و دبلٌ دابل دبیل، مبالغه است. (منتهی الارب).
[ دَ ] (اِخ) موضعی است به سند. (منتهی الارب). شهریست از سند بر کران دریای اعظم است و جایگاه بازرگانان و از آلتهای هندوستان و دریا اندر وی بسیار افتد. (حدود العالم). و اقلیم روم از شهرهای چین آغازد و زمین هندوان بر کوههای قامرون گذرد و بر بارانسی (بنارسی) و گنوج و اوزین و آنچه بدریا بارست چون تاز و جیمور و سندان وز شهرهای سند بر منصوره و دبیل آنگه به عمان رسد. (التفهیم بیرونی ص ۱۹۸ و ۳۳۵).
[ دَ ] (اِخ) نام جایگاهیست نزدیک یمامه و گویند ریگستانیست میان یمامه و یمن. (معجم البلدان). و نیز گویند نام ریگی معروفست که باین ریگ می پیوندد. (معجم البلدان).
[ دَ ] (اِخ) دوین. از قرای ارمینیه شهریست به ارمنستان متاخم به اران. (معجم البلدان). نام شهری به اران. رجوع به دائرةالمعارف فارسی شود.
[ دَ / دُ بَ ] (اِخ) موضعی است بشام نزدیک رمله. (از منتهی الارب). موضعی است بشام. (تاج العروس). از قراء رمله است و گروهی بدانجا منسوبند. (معجم البلدان).

کلمات هم‌قافیه با «دبیل»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یل» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید