معنی دبیر نوبتی
6 بازدید
[ دَ رِ نَ / نُو بَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) کاتب و منشی که بنوبت در دربار پاس دارد: در وقت که این خبر رسید دبیر نوبتی خواجه بونصر را آگاه کرد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۴۹۲).
کلمات همقافیه با «دبیر نوبتی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر