معنی دبیروار
8 بازدید
[ دَ ] (ق مرکب) همانند دبیران. بسان منشیان. به هیئت کاتبان گاه تحریر: ملوک را نشاید که کاغذ بر سر زانو گیرند و دبیروار نشینند تا چیزی نویسند. (نوروزنامه).
کلمات همقافیه با «دبیروار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر