معنی دبیرفد
5 بازدید
[ دَ فَ ] (اِ مرکب) دبیربد. و صاحب دیوان انشاء را دبیرفد خواندندی. (فارسنامهٔ ابن البلخی چ اروپا ص ۴۹). رجوع به دبیربد شود.
کلمات همقافیه با «دبیرفد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فد» برای سرودن شعر