معنی دبیران
8 بازدید
[ دَ ] (اِخ) قریه ای است یک فرسنگ و نیمی جنوب شهر داراب. (فارسنامهٔ ناصری).[ دَ ] (اِخ) دهی است از دهستان هشیوار بخش داراب شهرستان فسا. در ۶ هزارگزی جنوب داراب و نقش شاپور. جلگه. گرمسیر و مالاریائی. دارای ۶۷ تن سکنه. آب آنجا از چشمه و محصول آنجا غلات و برنج و حبوبات و شغل اهالی آن زراعت و قالی بافی و راه آن مالروست. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).[ دَ ] (اِخ) نام خانواده ای نامور به قزوین بروزگار حمداللََّه مستوفی و پیش از وی. مستوفی در تاریخ گزیده آرد مردمان عالم و صالح بودند از ایشان مولانای سعید استاد علماء زمان نجم الدین علی بن عمر الکاتبی عدیم المثل بود و از وصف مستغنی. (تاریخ گزیده چ اروپا ص ۸۴۴ و ۸۴۵).[ دَ ] (اِخ) نجم الدین قزوینی از خانوادهٔ دبیران آن شهر و از یاران و دستیاران خواجه نصیرالدین طوسی و مؤیدالدین عروضی در ساختن زیج خاقانی بفرمان هلاکوخان مغول است و بدین تقدیر از دانشمندان قرن هفتم هـ . ق. بشمارست. (تاریخ گزیده چ اروپا ص ۵۸۱). و رجوع به دبیر نجم الدین علی بن عمر... شود.
کلمات همقافیه با «دبیران»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر