معنی دبکلو
8 بازدید
[ دِ بَ ] (اِخ) دهی از دهستان اوزومدل بخش ورزقان شهرستان اهر. در ۵/۱۴ هزارگزی جنوب ورزقان و ۱۳ هزارگزی راه ارابه رو تبریز به اهر. کوهستانی و معتدل با سکنه ۳۷. آب آن از چشمه. محصول آنجا غلات شغل اهالی زراعت و گله داری. صنایع دستی گلیم بافی و راه آن مالروست. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).[ دِ بَ ] (اِخ) دهی از دهستان آتش بیک بخش سراسکند شهرستان تبریز. کوهستانی، معتدل. دارای ۲۳۵ تن سکنه. آب آن از چشمه. محصول آنجا غلات و حبوبات و پنبه. شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالروست. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ دِ بَ ] (اِخ) دهی از دهستان مشکین باختری بخش مرکزی شهرستان مشکین شهر خیاو در ۸ هزار گزی جنوب باختری خیاو و ۶هزارگزی شوسه خیاو به اهر. جلگه معتدل دارای ۲۳۳ سکنه. آب آن از مشکین چای و بیگلوسوئی (یارلقان). محصول آنجا غلات و حبوبات شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالروست. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ دِ بَ ] (اِخ) دهی از دهستان آغمیون بخش مرکزی شهرستان سراب در ۲۲هزارگزی شمال خاوری سراب و ۹هزارگزی شوسهٔ سراب اردبیل کوهستانی معتدل دارای ۸۲ سکنه. آب آن از نهر و چشمه. محصول آنجا غلات، حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالروست. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «دبکلو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لو» برای سرودن شعر