معنی دبهچوب
7 بازدید
[ دَبْ بَ / بِ / دَ بَ / بِ ] (اِ مرکب) سوزنی در دو شعر ذیل این ترکیب را آورده است اما بر معنای آن وقوف نیافتیم : فردات برم به خرفروشان گویم خرکیست نادر و تیر جَودانت کنم بنوک برمه در کونت کنم دو دانهٔ سیر وانگه دبه چوب ده، بگردن با تو که کند بچوب تقصیر از سوزش کون دوانه گردی زانگونه که در نیابدت تیر.سوزنی. عصایی چون دبه چوبی بکف کرده برآمد خر ز بیماری همی لنگید و می پنداشت رهوارم به خر گفتم تو بی ماری و من بامار اگر خواهی که بیماریت به گردد بخور زین سرخ سر مارم. سوزنی.
کلمات همقافیه با «دبهچوب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وب» برای سرودن شعر