معنی دباغخانه
5 بازدید
[ دَبْ با نَ / نِ ] (اِ مرکب) مدبغة. جایی که پوست و امثال آن پیرایند. (آنندراج). آنجا که پوست آش نهند. آنجا که پوست دباغت کنند و بپیرایند. - امثال: گذر پوست به دباغخانه است. یا: آخر گذر پوست به دباغان است. نظیر: گرو در دست گازر است. یا: گذر رسن بر چنبرست. (امثال و حکم دهخدا). || ادارهٔ دباغی. || مجموع دباغان شهری.[ دَبْ با نَ ] (اِخ) نام محلتی به تهران. || نام تکیه ای به محلهٔ دباغخانهٔ تهران.
کلمات همقافیه با «دباغخانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر