معنی دایر مدار
6 بازدید
[ یِ مَ ] (اِ مرکب) مدار گردنده. || گردش جای و محل دوران گرداننده و مجازاً گردنده. جای گردش و حرکت. || پایه و رکن اصلی و چرخانندهٔ امور. که همه چیز بر او گذر دارد و بر او نهاده آمده است. کسی یا چیزی که در انجام کاری یا چیزی کمال اهمیت را دارد. (فرهنگ نظام).
کلمات همقافیه با «دایر مدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر