معنی دایره بستن
7 بازدید
[ یِ رَ / رِ بَ تَ ] (مص مرکب) حلقه زدن. دایره زدن. بشکل دایره ایستادن. گرداگرد چیزی قرار گرفتن. جرگه زدن : رقص میدان گشاد و دایره بست پر درآمد بپای و پویه بدست.نظامی.
کلمات همقافیه با «دایره بستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر