معنی دایات
6 بازدید
(معرب، اِ) جِ دایه فارسی: و دفع المولود الی الخواطن والدایات. (دزی ج ۱ ص ۴۲۰). رجوع به دایه شود. - ذات دایات؛ که او را دایه ها باشد و آن تعبیر از زنی است شوی کرده که هر روز زنان دیگر پرستاری و تیمار داری او کنند. (از دزی ج ۱ ص ۴۲۰).
کلمات همقافیه با «دایات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر