معنی داک
5 بازدید
(اِ) تکیه گاه عموماً و چوبی که دیوار و در را بر آن محکم سازند خصوصاً. || تکیه کردن. || بهندی قاصدانی را گویند که بفاصلهٔ یک میل و دو میل باشند و خطوط مردم را دست بدست برسانند. (لغت محلی شوشتر، نسخهٔ خطی).(اِ) اسم هندی عنب است. (تحفهٔ حکیم مؤمن). داکهه. انگور. اسم درخت عنب است. تاک. || نهال خرما. فسیل.(ع اِ) تلفظی از ذاک، اسم اشاره در عربی. (دزی).
کلمات همقافیه با «داک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اک» برای سرودن شعر