معنی داوند
7 بازدید
[ وَ ] (اِخ) دهی از دهستان بالا شهرستان نهاوند در ۷هزارگزی جنوب شهر نهاوند و جنوب رودخانهٔ گاماسیاب. سکنه ۳۳۰ تن آب آن از چشمه. محصول آن غلات و کتیرا و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آنجا مالروست. در چهار محل در طول یک دره بفاصله یک هزارگز واقع است، بروانه، بالوا (وسط و پائین) و سبزوار نامیده میشوند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).[ وَ ] (اِخ) دهی جزء دهستان گرم بخش ترک شهرستان میانه. در ۲۱ هزارگزی شمال خاوری بخش و ۱۴ هزارگزی شوسهٔ خلخال به میانه. دارای ۳۷۳ تن سکنه. آب آن از چشمه. محصول آنجا غلات و عدس و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه مالروست. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «داوند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر