معنی داور شدن
7 بازدید
[ وَ شُ دَ ] (مص مرکب) حاکم و قاضی شدن. در مقام قضا و حکومت قرار گرفتن. حکم شدن : اگر داد و بیداد داور شوند بود داد تریاق و بیداد سم.ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «داور شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر