معنی داوران

معنی داوران

6 بازدید
[ وَ ] (اِخ) اولاً موسی رتبه و درجهٔ داوران بنی اسرائیل را بر حسب اشارهٔ خسورهٔ خود (پدر زن خود) یترون (شعیب) قرارداد (سفر خروج ۱۸: ۱۲ -۲۶) و رؤسای هزاره و سده و پنجاهه و دهه بودند. ولی حاکم یا پادشاه قاضی و داور عظیم بود و ویرا واجب بود که با کاهن اعظم مشورت نماید (اعداد ۲۷: ۲۱) و (اول سموئیل ۲۲: ۱۱ -۱۵ مقابل (۳۳: ۶). بر حسب (اول تواریخ ۲۳: ۴) شش هزار داور و قاضی در تحت اختیار داود بود و از جمله اصلاحات یهوشافاط یکی تعیین قضاة بود (دوم تواریخ ۱۹: ۵ -۱۱) که مجلسی از برای ایشان از برای اجرای احکام فراوان آورد که احکام را بعدالت و امانت جاری سازند و سنهدریم یا مجلس یهود تقلید همین مجلس بود و قضاة به استقامت و عدم قبول رشوه مأمور بودند. (انجیل متی ۱۶:۱۹) (مزامیر ۸۲) (امثال سلیمان ۲۴:۳۲). ثانیاً قضاة اسرائیلیان که تاریخ ایشان در سفر داوران مذکورست حکام صاحب اقتدار و تسلط مطلق بودند و مدت حکومت تمام ایشان از فوت یوشع تا ایام سموئیل نبی (اعداد ۱۳۴:۲۰) طول کشید. جدول داوران و مدت داوری هریک از ایشان: اسم داورمدت حکومت عتنئیل ۴۰ سال اهود۸۰ سال شمجرمعین نیست دبوره و باراق یابین پادشاه کنعان وسیسرا۴۰ سال جدعون ۴۰ سال ابی ملک ۳ سال تدیع ۲۴ سال یائیر۲۲ سال یفتاح ۶ سال ابصان ۷ سال ایلون ۱۰ سال عبدون ۸ سال شمشون ۲۰ سال عالی کاهن ۴۰ سال سموئیل نبی ۱۲ سال و در بین داوری این قضاة مدت و زمانهائی بود که به طوایف مجاورهٔ خودشان بندگی می نمودند چنانکه ۱۸ سال بجلون و مدت غیرمعلومی فلسطینیان قبل از آنکه شمجر ایشان را رهائی دهد و از آن پس یابین مدت بیست سال بر ایشان مسلط شد تا مدتی که دبوره و باراق ایشان را رهائی بخشیدند. بعد از آن هفت سال به مدی ها بندگی نمودند جدعون آنها را مستخلص ساخت و مدت ۱۸ سال بعمونیان بندگی نمودند یفتاح ایشان را رهائی بخشید و چهل سال به فلسطینیان بندگی نمودند تا شمشون ایشان را مستخلص ساخت. (قاموس کتاب مقدس).
[ وَ ] (اِخ) (کتاب داوران). (کتاب قضات) شخیتم. سفطی. کتاب داوران کتابیست که از تاریخ بنی اسرائیل قبل از فوت یوشع تا ایام شاؤل گفتگو میکند. برای شرح آن رجوع به قاموس کتاب مقدس شود. - سفر داوران؛ کتابیست که در بارهٔ تاریخ بنی اسرائیل صحبت میدارد یعنی قدری قبل از مرگ یوشع بن نون تا بروزگار شاؤل. برای شرح آن رجوع به قاموس کتاب مقدس شود.
[ وَ ] (اِخ) دهی از دهستان خنامان شهرستان رفسنجان. در ۲۸ هزارگزی شمال شوسهٔ رفسنجان و ۲۵ هزارگزی شوسهٔ رفسنجان به کرمان. دارای ۱۲۰۰ سکنه. آب آن از دو رشته قنات. محصول آن غلات و حبوبات و کرباس بافی و راه آن فرعی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).

کلمات هم‌قافیه با «داوران»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید