معنی داود مهلبی
5 بازدید
[ وو دِ مُ هَلْ لَ ] (اِخ) بشر. (و بگفتهٔ ابن اثیر در الکامل: داودبن یزید) از بزرگان عهد هارون الرشید بود. و هارون سیستان او را داد و داود براه خراسان به سیستان رفت و روز پنجشنبه یازدهم ربیع الاول سال ۱۹۶ بشهر درآمد و روزگاری آنجا ببود تا فضل بن یحیی فرمانروای خراسان شد و او یزیدبن جریر را نامزد سیستان گردانید. (تاریخ سیستان ص ۱۵۳ و ۱۵۴).
کلمات همقافیه با «داود مهلبی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بی» برای سرودن شعر