معنی داود باقلی
7 بازدید
[ وو دِ قِ ] (اِخ) (شیخ) او راست: اللطیفة المرضیة. (کشف الظنون چ استانبول ج ۲ ص ۱۵۵۶).
کلمات همقافیه با «داود باقلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر