معنی داود الشاذلی
7 بازدید
[ وو دُشْ شا ذِ ] (اِخ) الاسکندری یا نزیل اسکندریه مکنی به ابوسلیمان. او راست: الرسالة المرضیة فی شرح دعاء الشاذلیة. و رجوع به داودبن عمربن ابراهیم الشاذلی و نیز رجوع به داودالاسکندری در روضات الجنات ص ۲۷۶ شود.
کلمات همقافیه با «داود الشاذلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر