معنی داود الاسمر
6 بازدید
[ وو دُلْ اَ مَ ] (اِخ) ابن سلیمان. ذکر وی در بارهٔ ضمانی که زوجهٔ وی عائشه دختر احمدالسکونی به چک کرده است آمده. رجوع به الحلل السندسیة ج ۱ ص ۴۰۸ شود.
کلمات همقافیه با «داود الاسمر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مر» برای سرودن شعر