معنی داودپاشا

معنی داودپاشا

7 بازدید
[ وو ] (اِخ) از وزیران سلطان بایزیدخان ثانی از شاهان عثمانی است. اصل وی از آرنائود است. در جوانی بعهد سلطنت ابوالفتح سلطان محمدخان ثانی بیکلربیکی روم شد و سپس در دوران سلطان بایزید۸۸۸ هـ . ق. در حالیکه بیکلربیکی آناطولی بود بجای اسحاق پاشا منصب صدارت یافت و چهارده سال در این قسمت باقی ماند و در ۹۰۲ از آن مقام عزل شد. و عزلت اختیار کرد و دو سال بعد (۹۰۴ هـ . ق.) درگذشت. و نیز رجوع به قاموس الاعلام ترکی شود.
[ وو ] (اِخ) از وزیران دوران سلطان عبدالعزیزخان سلطان عثمانی است. ارمنی و کاتولیکی مذهب بود در ۱۸۶۱ م. در سعادت (قسطنطنیه) بدنیا آمد. در جوانی مشاغلی در سفارتخانه ها به برلن و وین داشت و در ۱۸۵۷ به باب عالی (استانبول) فراخوانده شد و سال بعد ناظر تلگراف گشت و در ۱۸۶۱ پس از استقرار نظم در ناحیه ای از جبل لبنان بوزارت رسید. بعدها برای عقد قرارداد استقراضی به اروپا اعزام گردید، اما چون در این امر خلاف ترتیبها از وی سرزد جرأت بازگشت به وطن نیافت و بدانجا در سال ۱۸۶۹ درگذشت. (از قاموس الاعلام ترکی).
[ وو ] (اِخ) از وزیران سلطان مصطفی خان اول و اصل وی از مردم بوسنه است. در دوران سلطان مصطفی خان ثالث منصب قاپوچی باشی یافت و به سال ۱۰۱۳ هـ . ق. بوزارت نائل آمد. مردی ظالم و غدار و سفله پرور و اعمالش موجب نارضائی مردمان بود، بدینجهت پس از آنکه ۲۴ روز در منصب صدارت بود بسبب اغتشاش عامه معزول شد و از بیم جان گریخت و به سال بعد پس از زندانی شدن در یدی قلعه کشته شد. (از قاموس الاعلام ترکی).
[ وو ] (اِخ) والی مصر بود بعهد سلطان سلیمان خان و پس از دو سال که این منصب داشت به سال ۹۵۶ هـ . ق. همانجا درگذشت. (قاموس الاعلام ترکی).
[ وو ] (اِخ) والی بغداد بود در بسیاری از دوران سلطان محمودخان عثمانی و سپس منصب وزارت یافت. اصل وی از گرجستان است. در ۱۲۴۶ هـ . ق. عصیان گونه ای کرد و چون علی رضاپاشا را بسرکوبی او فرستادند. داودپاشا تحصن گزید اما بسبب بروز طاعون و طغیان دجله مردم شهر درها را بروی علی رضاپاشا گشودند و داودپاشا را به پایتخت بردند. ابتدا او را نفی بلد و سپس عفو کردند و او شیخ الحرم مدینهٔ طیبه گشت و در ۱۲۶۷ همانجا درگذشت. (قاموس الاعلام ترکی).
[ وو ] (اِخ) از دریاسالاران عهد سلطان بایزیدخان ثانی سلطان عثمانی است و ۱۴ سال (۸۸۸ -۹۰۲ هـ . ق.) این شغل داشته است. (قاموس الاعلام ترکی).

کلمات هم‌قافیه با «داودپاشا»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «شا» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید