معنی داودخواجه
7 بازدید
[ وو خا جَ ] (اِخ) از سران شاهزادگان چنگیزیست در حدود اوائل قرن هشتم هـ . ق. (روضات الجنات فی اوصاف مدینة هرات ص ۴۶۵ ج ۱).[ وو خا جَ ] (اِخ) (شهزاده...) از شاهزادگان مغول است و از معاصران اولجایتو سلطان. وی باتفاق چند شهزادهٔ دیگر مغولی با امیر یساول در حدود مرغاب جنگ کرده است. (ذیل جامع التواریخ رشیدی ص ۵۶ تا ۶۰).
کلمات همقافیه با «داودخواجه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جه» برای سرودن شعر