معنی داودآباد
6 بازدید
[ وو ] (اِخ) دهی است از دهستان انار شهرستان رفسنجان. واقع در ۷۸هزارگزی شمال باختری رفسنجان و پنج هزارگزی شوسهٔ رفسنجان به یزد. دارای ۱۵۰ تن سکنه. آب آن از قنات. محصول آن غلات و پسته و پنبه. شغل اهالی زراعت و گلیم و کرباس بافی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).[ وو ] (اِخ) دهی است از دهستان زاویه بخش شوش شهرستان دزفول واقع در ۲۱هزارگزی خاوری شوش و ۲۶هزارگزی خاوری راه شوسهٔ اهواز به دزفول دارای ۷۰۰ تن سکنه. آب آن از رودخانهٔ کرخه. محصول آن غلات و برنج. شغل اهالی زراعت. راه آن در تابستان اتومبیل رو است. ساکنین از طایفهٔ لر هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).[ وو ] (اِخ) دهی است از دهستان منگور بخش حومهٔ شهرستان مهاباد. واقع در ۶۶هزارگزی جنوب باختری مهاباد و ۱۹هزارگزی شوسهٔ مهاباد به سردشت دارای ۱۲۳ سکنه. آب آن از رودخانه بادین آباد و چشمه. محصول آن غلات و توتون و حبوبات. شغل اهالی زراعت و گله داری. صنایع دستی آن جاجیم بافی و راه آن مالروست. (از فرهنگ جغرافیایی ج ۴).[ وو ] (اِخ) از دیه های وادی اسحاق قم بوده است. (تاریخ قم ص ۱۳۹).[ وو ] (اِخ) دهی است جزء دهستان دالائی بخش خمین شهرستان محلات واقع در ۷۰۰۰ گزی باختر خمین. دارای ۳۹۶ تن سکنه. آب آن از قنات. محصول آن غلات و بنشن و چغندرقند و پنبه. شغل اهالی زراعت و قالیچه و ژاکت بافی و راه فرعی به خمین دارد. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ وو ] (اِخ) دهی است جزء دهستان بهنام پازکی بخش ورامین شهرستان تهران. واقع در ۱۲۰۰۰گزی شمال باختر ورامین، دارای ۹۵۳ تن سکنه. آب آن از قنات. محصول آن غلات و صیفی و چغندرقند. شغل اهالی زراعت. راه آن ماشین روست. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
کلمات همقافیه با «داودآباد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر