معنی داهول

معنی داهول

8 بازدید
(اِ) داهل. داحول. داخول. علامتی که دهقانان بجهت دفع جانوران زیانکار در میان زراعت نصب کنند. (برهان). علامتی که بر اطراف زراعت نصب کنند برای منع وحوش و طیور از خراب کردن زراعت. هراسه. (غیاث). آدم شکلی که برای رمانیدن وحوش و طیور در باغ و کشت سازند. (غیاث): سلطنت گر هم بدین طبل و علم بودی بحشر دشتبان داهول خود آنروز هم بفراشتی. نزاری قهستانی. || علامتی که صیادان بر کنار دام سازند. (برهان). علامتها که بر زمین زنند تا نخجیران از آن بهراسند و قصد دام کنند. (فرهنگ اسدی نخجوانی). داهل. داحول. داخول. و دام و داهول بصورت ترکیب اضافی مقلوب «دام داهول» در این مورد ظاهراً بر مجموع آن علائم و دام و گاه بر خود دام اطلاق شده است و از مجموع یا از هر یک از اجزاء ترکیب، ارادهٔ دام و تله و جال و آلتها که برای شکار و صید حیوانات بکار برند شده است : چسته بتافتستم کایدونم گوئی ز دام داهول جستستم .ابوشکور. همی دانست جادو دایهٔ پیر که این بار از کمانش راست شد تیر رمیده گور در داهولش افتاد وز افسونش ببند آمد سر باد. فخرالدین اسعد (ویس و رامین). بهر صیدی کو نمی گنجد بدام دام داهول شکاری میکشم.مولوی. و رجوع به داهل و داهول شود. || تاج مرصع. (برهان). تاج مرصع پادشاهان اما به این معنی ظاهراً مصحف داهم (صورتی از دیهیم) باشد. (از حاشیهٔ برهان چ معین).

کلمات هم‌قافیه با «داهول»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ول» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید