معنی داهن
7 بازدید
[ هِ ] (ع ص) لحیة داهن؛ ریش چرب روغن مالیده. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «داهن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هن» برای سرودن شعر