معنی دانشآموزی
6 بازدید
[ نِ ] (حامص مرکب) عمل دانش آموز. طالب علمی. طلب علم. علم آموزی. تعلم : از سر فرخی و فیروزی کرد از آن خضر دانش آموزی.نظامی. وآنکه دانش نباشدش روزی ننگ دارد ز دانش آموزی.نظامی. از آن دادخواهی هراسان شده بر او دانش آموزی آسان شده.نظامی. || عمل آموزندهٔ دانش بدیگری. استادی. تعلیم : عیسیی گاه دانش آموزی یوسفی وقت مجلس افروزی.نظامی.
کلمات همقافیه با «دانشآموزی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر