معنی دانج ابروج
6 بازدید
[ نَ جِ اَ رُ ] (معرب، اِ مرکب) معرب دانهٔ امرود. انچوچک. رجوع به انچوچک شود. حبی است که آنرا بشیرازی انجکک گویند و از کوه گیلویه که از ولایت فارس است آورند. (برهان) (آنندراج). کشمش کولی. فلفل سفید. فلفل ابیض. قرطم هندی . حکیم مؤمن آرد: در اصفهان انچکک نامند و دانهٔ امرود جنگلی است و مایل به مثلثی و سیاه و مغزش سفید و شیرین و برشتهٔ او را تنقل می نمایند. در اول گرم و در رطوبت معتدل و برشتهٔ او مایل بخشکی و مبهی و مدر بول و مسمن بدن و غذائیت در او غالب و موافق سینه و حنجره و اعصاب متشنجه و اکثار او مفسد معده و مصلحش شیرینیهاست. (تحفهٔ حکیم مؤمن). و صاحب اختیارات بدیعی آرد: دانج، افرونک نیز گویند، بشیرازی انجکک خوانند از کوه گیلویه که در ولایت پارس است خیزد و در هیچ موضع دیگر نباشد و طبیعت وی گرم است و معتدل بود در تری و خشکی. منی بیفزاید و شهوة آرمیدن زیاده کند. این مؤلف گوید چون بکوبند و شیر آن بگیرند و بیاشامند حیض براند مجرب است. -انتهی.
کلمات همقافیه با «دانج ابروج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وج» برای سرودن شعر