معنی داناضمیر
6 بازدید
[ ضَ ] (ص مرکب) دانادل. خردمند. دانشمند. دل آگاه : مفلس دریادل است اُمّی داناضمیر مایهٔ صد اولیاست ذرهٔ ایمان او.خاقانی.
کلمات همقافیه با «داناضمیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر