معنی داناسر
6 بازدید
[ سَ ] (ص مرکب) خردمند: وزان مرز داناسری را بجست که آن پهلوانی بخواند درست.فردوسی. نه جنگی سواری نه بخشنده ای نه داناسری یا درخشنده ای.فردوسی.
کلمات همقافیه با «داناسر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سر» برای سرودن شعر