معنی دامیار
7 بازدید
(ص مرکب) دامی. صیاد. صاید. شکارچی. شکارگر. حابل. آنکه دام برای گرفتن مرغ و ماهی گذارد. به معنی دامی است که صیاد باشد. (از برهان). صیدکار: جهان دامیاری است نیرنگ ساز هوای دلش چینه و دام آز.اسدی. این وطنگاه دامیارانست جای صیاد و صیدکارانست.نظامی. || ماهیگیر.
کلمات همقافیه با «دامیار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر