معنی دامگه

معنی دامگه

7 بازدید
[ گَ هْ ] (اِ مرکب) دامگاه. مخفف دامگاه : پرواز چون کنند ازین دامگه برون دو قاف را گرفته بچنگال میبرند.ناصرخسرو. اهل تمیز و عقل ازین دامگاه صعب غافل نیند گرچه بدین دامگه درند. ناصرخسرو. هرلحظه هاتفی بتو آواز میدهد کاین دامگه نه جای امانست الامان.خاقانی. درین دامگه ارچه همدم ندارم بحمداللََّه از هیچ غم غم ندارم.خاقانی. هر مرغ را که روزی زلف تو دامگه شد آمد قضا که روزیش از آشیان برآمد. خاقانی. صیاد قضا نهاد دامت از دامگه قضات جویم.خاقانی. ز این دامگه اعتکاف بگشای بر عجز خود اعتراف بنمای.نظامی. ترا ز کنگرهٔ عرش میزنند صفیر ندانمت که درین دامگه چه افتادست.حافظ. آه از آن جور و تطاول که درین دامگه است آه از آن سوز و نیازی که در آن محفل بود. حافظ. طایر گلشن قدسم چه دهم شرح فراق که درین دامگه حادثه چون افتادم.حافظ. درین دامگه شادمانی کم است.حافظ. - دامگه غول؛ دامگاه غول. دنیا.

کلمات هم‌قافیه با «دامگه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «گه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید