معنی دامپزشکی
7 بازدید
[ پِ زِ ] (حامص مرکب) بیطاری. عمل دام پزشک. بیطرة. || (اِ مرکب) آنجا که نظارت بر کار دام پزشک کنند. آنجا که بر اعمال دام پزشک بنگرند که بدانجا و طرق معالجت دام و بیطاری آموزند: بنگاه دامپزشکی. ادارهٔ دامپزشکی. دانشکدهٔ دامپزشکی.
کلمات همقافیه با «دامپزشکی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کی» برای سرودن شعر