معنی داموق
7 بازدید
(معرب، ص) یوم داموق؛ روز بسیار گرم. (منتهی الارب). سخت گرم از روزها و جز آن. و این کلمه فارسی معرب است. (اقرب الموارد). (اصل فارسی آن شاید دموک از دم، بخار گرم و اوک باشد). و یقال یوم داموق، اذاکان ذا عکة و حر. قال ابوبکر قال ابوحاتم: هو فارسی معرب لان «الدمة النفس فهو دمه کر» ای یأخذ بالنفس فقالو داموق. (المعرب جوالیقی ص ۱۴۹).(معرب، ص) یوم داموق؛ روز بسیار گرم. (منتهی الارب). سخت گرم از روزها و جز آن. و این کلمه فارسی معرب است. (اقرب الموارد). (اصل فارسی آن شاید دموک از دم، بخار گرم و اوک باشد). و یقال یوم داموق، اذاکان ذا عکة و حر. قال ابوبکر قال ابوحاتم: هو فارسی معرب لان «الدمة النفس فهو دمه کر» ای یأخذ بالنفس فقالو داموق. (المعرب جوالیقی ص ۱۴۹).
کلمات همقافیه با «داموق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وق» برای سرودن شعر