معنی داموس
7 بازدید
(ع اِ) کازهٔ صیاد. قترة. او ما یستتر به. ج، دوامیس: و فی غربی المدینةالماردة قنطرة کبیرة ذات قسی، عالیةالذروة، کثیرةالعدد عریضةالمجاز و قد بنی علی ظهر القسی اقباء تتصل من داخل المدینة الی آخر القنطرة و لایری الماشی بها و فی داخل هذا «الداموس» قناة ماء تصل المدینة، و مشی الناس و الدواب علی تلک الدوامیس. (الحلل السندسیه ص ۸۹ ج ۱).(اِخ) نام بلده ای است بمغرب در بلاد بربر قریب مزغنای. ابوعمران موسی بن سلیمان اللخمی الداموسی از آنجاست وی از قراء است و بر ابی جعفر احمدبن سلیمان الکاتب معروف به ابن الربیع قرائت کرده است. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «داموس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وس» برای سرودن شعر