معنی دامر
8 بازدید
[ مِ ] (اِ) ماده ای است صمغی زردرنگ و سخت و غیرحاجب ماوراء چون شیشه و آن رسوب و کنجارهٔ تقطیر تره بانتین است و آنرا برای تلطیف زه کمان بکار برند.[ مَ ] (اِخ) از بلاد مابین شمال و مشرق هند بر حسب آنچه در سنگهت آمده است. (ماللهند بیرونی ۱۵۷).
کلمات همقافیه با «دامر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مر» برای سرودن شعر