معنی دامانگیر
6 بازدید
(نف مرکب) گیرندهٔ دامان. گیرندهٔ دامن. دامنگیر. || ملتمس. متقاضی. دامنگیر. گیرندهٔ دامن. || به اقامت وادارنده: خاک آنجا دامانگیر است؛ حالتی و رخوتی پدید آورد که حرکت را دشوار سازد. عزم رحیل بدل به اقامت کند.
کلمات همقافیه با «دامانگیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر